fogged out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɑɡd aʊt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — گیج و منگ بودن

گیج و منگ بودنذهنش کار نکردن

به‌دلیل خستگی، گیجی یا اثر مواد، نتوانستن واضح فکر کردن است.

Unable to think clearly because of tiredness, confusion, or drugs.

«آن‌قدر گیج بودم که نمی‌توانستم رانندگی کنم.»

I was too fogged out to drive.

«بعد از ناهار احساس منگی می‌کرد.»

After lunch, she felt fogged out.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000