forbade

for·bade/fərˈbæd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): forbadepast participle (مفعولی): forbidden-ing (حال): forbidding3rd (سوم): forbids

فعل — ممنوع کرد

ممنوع کردنهی کرد

گذشته فعل forbid به معنی دستور دادن برای انجام ندادن کاری.

Past tense of 'forbid' – to command not to do something.

«او به او اجازه ورود به اتاق را نداد.»

She forbade him from entering the room.

«قانون سیگار کشیدن در اماکن عمومی را ممنوع کرد.»

The law forbade smoking in public places.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prohibitedممنوع کرد

رسمی. به معنی ممنوع کردن رسمی چیزی است؛ در بسیاری موارد با forbid قابل تعویض است.

Formal. Means to officially forbid something, interchangeable with forbid in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000