در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از پیش به منظور روبرو شدن با چیزی آماده شده.
Prepared in advance to deal with something.
«بهتر است آماده باشی تا غافلگیر شوی.»
“Better to be forearmed than caught off guard.”
«آنها از قبل برای حملات احتمالی آماده بودند.»
“They were forearmed against potential attacks.”
رایج. معمولاً برای شرایط پیشبینیشده آماده هست.
Common. Generally ready for expected conditions.