forsee

for·see/fɔːrˈsiː/
for-ahead, beforeseeto perceive with eyes
verb (فعل)commonpast (گذشته): foresawpast participle (مفعولی): foreseen-ing (حال): foreseeing3rd (سوم): forsees

فعل — پیش‌بینی کردن

پیش‌بینی کردنمتصور شدن

از پیش دانستن یا پیش‌بینی کردن؛ انتظار داشتن.

To know or predict beforehand; to anticipate.

«او می‌توانست چالش‌های پیش رو را پیش‌بینی کند.»

She could foresee the challenges ahead.

«هیچ‌کس نمی‌توانست نتیجه انتخابات را پیش‌بینی کند.»

No one could foresee the outcome of the election.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anticipateانتظار داشتن

رسمی. معمولاً برای انتظار یا آماده‌سازی رویدادهای آینده به کار می‌رود.

Formal. Often used for expecting or preparing for future events.

forecastپیش‌بینی کردن

رایج. معمولاً برای پیش‌بینی هوا یا روندها استفاده می‌شود.

Common. Usually used in weather or trend predictions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000