در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کشتن یا آسیب جدی رساندن به سرباز همتیمی، معمولاً با نارنجک و اغلب عمداً.
To kill or seriously injure a fellow soldier, especially with a grenade, often deliberately.
«او به کشتن همخدمتی خود متهم شد.»
“He was accused of fragging a fellow soldier.”
«حادثههای کشتن همخدمتی، یگانهای نظامی را مختل میکند.»
“Fragging incidents disrupt military units.”
عمل یا مورد کشتن همخدمتی؛ همچنین به صورت غیررسمی به معنای کشتن در بازیهای ویدیویی.
The act or instance of fragging; also used informally as a term for a kill in video gaming.
«شب گذشته در ماموریت یک قتل همخدمتی رخ داد.»
“There was a frag during the mission last night.”
«او بالاترین تعداد کشتن را در بازی داشت.»
“He got the highest frag count in the game.”