در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شکسته یا ترکخورده، معمولاً در مورد استخوانها
Broken or cracked, typically referring to bones
«او به دلیل تصادف بازوی شکسته دارد.»
“He has a fractured arm from the accident.”
«استخوان شکسته در چند هفته بهبود مییابد.»
“The fractured bone will heal in a few weeks.”
متداول. واژهای کلی برای چیزی که سالم نیست، چه فیزیکی یا انتزاعی.
Common. General term for something not intact, can be physical or abstract.