freelanced

free·lanced/ˈfriːlænst/
freewithout restrictionlancesoldier with a lance-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): freelancedpast participle (مفعولی): freelanced-ing (حال): freelancing3rd (سوم): freelances

فعل — به صورت آزادکاری کار کرد

به صورت آزادکاری کار کردمستقل فعالیت کرد

به صورت مستقل و برای کارفرمایان مختلف کار کردن، نه یک کارفرمای ثابت.

Worked independently, typically for various clients rather than one employer.

«او به صورت آزاد برای چندین مجله نویسندگی می‌کرد.»

She freelanced as a writer for several magazines.

«او پس از دانشگاه به صورت مستقل در طراحی گرافیک کار می‌کرد.»

He freelanced in graphic design after college.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000