frenulum

fren·u·lum/ˈfrɛn.jʊ.ləm/
noun (اسم)technicalplural (جمع): frenula

اسم — ریسمانک

ریسمانکبند کوچک

چین کوچک بافتی که حرکت اندامی متحرک در بدن را محدود یا تثبیت می‌کند.

A small fold of tissue that secures or restricts the motion of a mobile organ in the body.

«ریسمانک زبان ممکن است در طول متفاوت باشد.»

The tongue’s frenulum can vary in length.

«آسیب ریسمانک می‌تواند روی گفتار تاثیر بگذارد.»

Frenulum damage can affect speech.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foldچین

اصطلاح کلی برای چین یا خمیدگی در بافت.

General term for a bend or fold in tissue.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000