frigging

frig·ging/ˈfrɪɡɪŋ/
adjective (صفت)informal

صفت — خیلی

خیلیبه شدت

تشدیدکننده غیررسمی به معنای «بسیار» یا به عنوان فقره‌ای ملایم برای تاکید.

Informal intensifier meaning 'very' or used as a mild expletive for emphasis.

«آن بازی واقعاً عالی بود!»

That was a frigging amazing game!

«امروز بیرون خیلی سرد است.»

It’s frigging cold outside today.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freakingخیلی

غیررسمی/جازب. تقویت‌کننده ملایم مشابه، اغلب با frigging قابل تعویض.

Informal/slang. Also a mild intensifier, often interchangeable with frigging.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000