frig

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/frɪɡ/
verb (فعل)slangpast (گذشته): friggedpast participle (مفعولی): frigged-ing (حال): frigging3rd (سوم): frigs

فعل — جماع داشتن

جماع داشتن

برقراری رابطه جنسی (اصطلاح غیررسمی).

To have sexual intercourse (slang).

«آنها دیشب رابطه جنسی داشتند.»

“They frigged last night.”

«شنیدم آنها در مهمانی رابطه داشتند.»

“I heard they frigged at the party.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
fuck— جماع داشتن

بسیار غیررسمی و رکیک. قوی‌تر از 'frig' است؛ 'frig' ملایم‌تر است.

Very informal/vulgar. Stronger than 'frig'; 'frig' is milder.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000