در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پختن غذا با استفاده از روغن یا چربی داغ بر روی ماهیتابه یا در دستگاه سرخکن.
To cook food in hot oil or fat, usually on a pan or deep fryer.
«او سیبزمینیها را تا زمانی که طلایی شدند سرخ کرد.»
“She fried the potatoes until they were golden.”
«پیازها را در روغن تا نرم شدن سرخ کن.»
“Fry the onions in oil until soft.”
غذایی که با روغن یا چربی داغ پخته شده است.
Food that has been cooked in hot oil or fat.
«سیبزمینی سرخکرده نوعی غذای سرخ شده محبوب است.»
“French fries are a popular type of fry.”
«او یک بشقاب پر از غذای سرخ شده تازه خرید.»
“He bought a plate full of freshly made fries.”