verb (فعل)formalpast (گذشته): fruggedpast participle (مفعولی): frugged-ing (حال): frugging3rd (سوم): frugs
فعل — جمعآوری پول به عنوان تحقیق بازار
جمعآوری پول به عنوان تحقیق بازار
عمل فریبنده درخواست کمک مالی یا اطلاعات به عنوان بررسی بازار.
The deceptive practice of soliciting donations or information under the guise of market research.
«شرکت به جمعآوری پول به عنوان تحقیق بازار از طریق تلفن متهم شد.»
“The company was accused of frugging on the phone.”
«فراغینگ در بازاریابی غیراخلاقی محسوب میشود.»
“Frugging is considered unethical in marketing.”