fruity

fru·i·ty/ˈfruːti/
fruitedible seed or product of plant-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): fruitiersuperlative (عالی): fruitiest

صفت — میوه‌ای

میوه‌ایخوش‌طعمی میوه‌ای

دارای طعم، بو یا ویژگی‌های میوه‌ای.

Having the taste, smell, or qualities of fruit.

«شراب بوی میوه‌ای دارد.»

The wine has a fruity aroma.

«او دسرهای میوه‌ای را دوست دارد.»

She likes fruity desserts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sweetشیرین

رایج. اغلب وقتی طعم میوه‌ای شیرین باشد معادل است.

Common. Often interchangeable when fruit flavor is sweet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000