fugle

fu·gle/ˈfʌɡəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): fugledpast participle (مفعولی): fugled-ing (حال): fugling3rd (سوم): fugles

فعل — ول گشتن

ول گشتنول کردن

زمان را بیهوده گذراندن یا به شکلی بیهوده دست و پا زدن (اصطلاح محلی).

To waste time, fuss, or fidget in a silly way (primarily dialectal).

«دست از ول گشتن بردار و سر کار برو.»

Stop fugling and get to work.

«او تمام بعدازظهر ول گشت به جای درس خواندن.»

He fugled all afternoon instead of studying.

تفاوت با واژه‌های مشابه
futzول گشتن

غیررسمی. معنای مشابه وقت تلف کردن یا بازی بیهوده.

Informal. Similar meaning of wasting time or fiddling uselessly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000