fueling

fuel·ing/ˈfjuːəlɪŋ/
fuela substance used to produce energy-ingaction or process
verb (فعل)common-ing (حال): fueling3rd (سوم): fuels

فعل — سوخت‌رسانی

سوخت‌رسانی

سوخت‌رسانی به وسیله نقلیه، دستگاه یا آتش برای روشن ماندن یا کارکردن آن

providing fuel to a vehicle, machine, or fire to make it run or operate

«قبل از سفر ماشین را سوخت‌گیری می‌کند.»

He is fueling the car before the trip.

«هواپیما در باند هواپیمایی سوخت‌گیری می‌کند.»

The plane is fueling on the runway.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refuelدوباره سوخت‌گیری کردن

رایج. در زمینه اضافه کردن سوخت، به‌خصوص وسیله نقلیه، قابل‌جابجایی است؛ مثلاً refuel the car رایج است.

Common. Interchangeable in contexts of adding fuel, especially vehicles; 'refuel the car' is common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000