fused

/fjuːzd/
adjective (صفت)common

صفت — متصل شده

متصل شدهذوب شده

متصل یا ترکیب شده به یک واحد واحد، معمولاً با ذوب یا روش‌های دیگر.

Joined or blended together into a single entity by melting or other means.

«فلزات ذوب شدند تا آلیاژی تشکیل دهند.»

The metals were fused to form an alloy.

«ایده‌های او با هم ترکیب شد و یک نظریه جدید ساخت.»

Her ideas fused into a new theory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mergedادغام شده

رایج. واژه‌ای عمومی برای ترکیب‌شده‌ها، اغلب قابل تعویض با fused.

Common. General term for things combined into one, interchangeable often with fused.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000