در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی پنهانی یا زیرکانه انجام شده برای دوری از دیده شدن.
Done in a secret or sly way to avoid notice.
«او نگاهی مخفیانه به اطراف اتاق انداخت.»
“He cast a furtive glance around the room.”
«جلسات مخفیانه آنها باعث ایجاد شک شد.»
“Their furtive meetings raised suspicion.”
رایج. مشابه اما گستردهتر؛ مخفیکار درباره عادت است و furtive درباره عمل.
Common. Similar but broader; secretive is about habit, furtive is about action.