furtive

fur·tive/ˈfɜːrtɪv/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): furtiversuperlative (عالی): furtivest

صفت — مخفیانه

مخفیانهزیرکانه

به شکلی پنهانی یا زیرکانه انجام شده برای دوری از دیده شدن.

Done in a secret or sly way to avoid notice.

«او نگاهی مخفیانه به اطراف اتاق انداخت.»

He cast a furtive glance around the room.

«جلسات مخفیانه آن‌ها باعث ایجاد شک شد.»

Their furtive meetings raised suspicion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
secretiveمخفی‌کار

رایج. مشابه اما گسترده‌تر؛ مخفی‌کار درباره عادت است و furtive درباره عمل.

Common. Similar but broader; secretive is about habit, furtive is about action.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000