gadding

gad·ding/ˈɡæd.ɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): gaddedpast participle (مفعولی): gadded-ing (حال): gadding3rd (سوم): gadds

فعل — ولچرخیدن

ولچرخیدنسرگردان بودن

شکل حال استمراری فعل 'gad': بی‌هدف یا بی‌قرار حرکت کردن

Present participle of 'gad': to move about restlessly or aimlessly

«او تمام روز در شهر ولچرخید.»

She was gadding around the city all day.

«دست از ولگردی بردار و به خانه بیا.»

Stop gadding and come home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roamingولگردی

رایج. معنای مشابه اما بیشتر به حرکات طولانی یا گسترده اشاره دارد.

Common. Similar meaning but 'roaming' may imply wider or longer movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000