ganger

gan·ger/ˈɡæŋər/
ganggroup of workers-erone who performs an action or is characterized by something
1noun (اسم)commonplural (جمع): gangers

اسم — سرکارگر

سرکارگرگروهبان کارگر

سرکارگر یا ناظر یک گروه از کارگران، به خصوص در کارهای ساختمانی یا راه‌آهن.

A foreman or overseer of a gang of laborers, especially in construction or railway work.

«سرکارگر به تیمش دستور داد ریل‌های جدید را نصب کنند.»

The ganger directed his team to lay the new railway tracks.

«او به عنوان کارگر شروع کرد و تا مقام سرکارگری پیش رفت.»

He started as a laborer and worked his way up to ganger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foremanسرکارگر

روزمره. رایج‌ترین اصطلاح برای فرد مسئول گروهی از کارگران. 'Ganger' بسیار خاص صنایع خاصی مانند ساخت و ساز یا راه‌آهن است، در حالی که 'foreman' عمومی‌تر است.

Everyday. The most common term for a person in charge of a group of workers. 'Ganger' is very specific to certain industries like construction or railway, while 'foreman' is more general.

supervisorناظر

روزمره/رسمی. فردی که بر یک بخش یا گروهی از کارمندان نظارت می‌کند. گسترده‌تر از 'ganger' و قابل اطلاق به صنایع بسیاری، نه فقط کار یدی.

Everyday/Formal. A person who oversees a department or group of employees. Broader than 'ganger' and applicable across many industries, not just manual labor.

2noun (اسم)informalplural (جمع): gangers

اسم — عضو باند

عضو باندتبهکار

در برخی موارد، عضو یک باند، به خصوص باند تبهکار.

In some contexts, a member of a gang, especially a criminal one.

«پلیس یک عضو باند شناخته شده از سندیکای جنایت محلی را دستگیر کرد.»

The police arrested a known ganger from the local crime syndicate.

«او متهم به عضویت در باند قاچاق مواد مخدر غیرقانونی بود.»

He was accused of being a ganger in the illegal drug trade.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hoodlumاوباش

غیررسمی/کمی قدیمی. یک مجرم جوان و خشن. اگر به عضو جوان و قانون‌شکن یک باند اشاره داشته باشد، با 'ganger' قابل تعویض است.

Informal/Slightly dated. A young, violent criminal. Interchangeable with 'ganger' if referring to a young, lawless gang member.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000