ganging

gang·ing/ˈɡæŋɪŋ/
ganga group of people-ingprogressive verb or gerund suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): gangedpast participle (مفعولی): ganged-ing (حال): ganging3rd (سوم): gangs

فعل — گروه شدن

گروه شدندسته‌جمعی داشتن

تشکیل گروه یا دسته؛ جمع شدن به صورت گروه.

Forming a gang or group; coming together as a group.

«جوانان مقابل رقیب دسته‌جمعی شدند.»

The teenagers were ganging up against a rival.

«دسته‌جمعی شدن به آنها کمک کرد با مشکلات روبرو شوند.»

Ganging together helped them face challenges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
groupingگروه‌بندی کردن

رایج. معنای مشابه ganging دارد؛ به تشکیل گروه‌ها اشاره دارد اما معمولاً در زمینه‌های گسترده‌تر.

Common. Similar meaning to ganging; refers to forming groups but often in broader contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000