garish

gar·ish/ˈɡɛrɪʃ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): garishersuperlative (عالی): garishest

صفت — زرق و برق دار

زرق و برق دارزننده

بسیار روشن، پر زرق و برق یا از نظر رنگ بدسلیقهانه.

Excessively bright, flashy, or tastelessly colorful.

«او لباس زننده‌ای به مهمانی پوشید.»

She wore a garish dress to the party.

«دکور برای سلیقه من خیلی زننده بود.»

The decor was too garish for my taste.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gaudyزننده

رایج به معنای بسیار روشن و بدون سلیقه.

Common synonym meaning overly bright and tasteless.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000