gesticulate

ges·tic·u·late/dʒesˈtɪk.jə.leɪt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): gesticulatedpast participle (مفعولی): gesticulated-ing (حال): gesticulating3rd (سوم): gesticulates

فعل — با حرکات دست صحبت کردن

با حرکات دست صحبت کردناشاره کردن

استفاده از حرکات دست و بدن، معمولاً نمایشی، برای بیان افکار یا احساسات.

To use gestures, especially dramatic ones, to express ideas or feelings.

«او برای جلب توجه‌شان بسیار با حرکات دست اشاره کرد.»

He gesticulated wildly to get their attention.

«او هنگام صحبت با تلفن با دست اشاره می‌کند.»

She gesticulates when she speaks on the phone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gestureحرکت دادن دست

رایج. معنی مشابه؛ 'gesticulate' حرکت‌های فعال‌تر یا پرقدرت‌تر را نشان می‌دهد.

Common. Similar in meaning; 'gesticulate' implies more active or forceful movement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000