get a clue

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɡɛt ə klu/
phrase (عبارت)informal

عبارت — متوجه شدن

متوجه شدنسرنخ گرفتن

فهمیدنِ آنچه دارد رخ می‌دهد یا کاری که باید انجام داد است و اغلب به‌صورت فرمانی کلافه به کار می‌رود.

To begin to understand what is happening or what one should do, often used as an impatient command.

«یک کم متوجه باش و وسط حرف نپر.»

Get a clue and stop interrupting.

«او بالاخره از نقشهٔ او سر درآورد.»

She finally got a clue about his plan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000