gist

/dʒɪst/
noun (اسم)common

اسم — جوهره

جوهرهمغزی

نکته اصلی یا جوهره یک سخن یا ایده.

The main point or essence of a statement or idea.

«تمام داستان را نفهمیدم، فقط نکته اصلی را متوجه شدم.»

I didn't catch the whole story, just the gist.

«می‌تونی نکته اصلی گزارش را بگی؟»

Can you tell me the gist of the report?

تفاوت با واژه‌های مشابه
essenceجوهره

رسمی. در زمینه‌های انتزاعی به جای gist استفاده می‌شود برای تاکید بر بخش اصلی، مانند «جوهره استدلال».

Formal. Interchangeable with 'gist' in abstract contexts to highlight the essential part of something, e.g., 'the essence of the argument'.

coreهسته

متداول. وقتی به بخش مرکزی چیزی اشاره می‌کند می‌تواند جایگزین gist شود، مثل «ایده اصلی». از gist ملموس‌تر است.

Common. Can replace 'gist' when referring to the central part of something, e.g., 'the core idea'. More physical than 'gist'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000