verb (فعل)archaicpast (گذشته): girtpast participle (مفعولی): girt-ing (حال): girding3rd (سوم): girds
فعل — محصور کردن
محصور کردنبستن
گذشته فعل gird؛ به معنای احاطه یا بستن با کمربند یا بند.
Past tense of 'gird'; to encircle or fasten with a belt or band.
«شوالیه قبل از نبرد شمشیرش را بست.»
“The knight was girt with his sword before battle.”
«شهر توسط دیوارها محصور شده بود.»
“The town was girt by walls.”
تفاوت با واژههای مشابه
encircled— دور زده شده
در شکل گذشته برای معنی احاطه شده یا بسته شده به کار میرود.
Used in past participle forms meaning surrounded or bound.