girt

/ɡɜːrt/
girdto encircle or bind
verb (فعل)archaicpast (گذشته): girtpast participle (مفعولی): girt-ing (حال): girding3rd (سوم): girds

فعل — محصور کردن

محصور کردنبستن

گذشته فعل gird؛ به معنای احاطه یا بستن با کمربند یا بند.

Past tense of 'gird'; to encircle or fasten with a belt or band.

«شوالیه قبل از نبرد شمشیرش را بست.»

The knight was girt with his sword before battle.

«شهر توسط دیوارها محصور شده بود.»

The town was girt by walls.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encircledدور زده شده

در شکل گذشته برای معنی احاطه شده یا بسته شده به کار می‌رود.

Used in past participle forms meaning surrounded or bound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000