go through

/ɡoʊ θruː/
gomovethroughfrom one side to the other
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تجربه کردن

تجربه کردناز سر گذراندن

یک وضعیت دشوار یا ناخوشایند را تجربه کردن یا تحمل کردن.

To experience or endure a difficult or unpleasant situation.

«او سال گذشته دوره سختی را گذراند.»

She went through a tough time last year.

«آن‌ها در حال تجربه تغییرات زیادی هستند.»

They are going through a lot of changes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000