goodly

good·ly/ˈɡʊdli/
goodof high quality or standard-lyadjective suffix indicating resemblance or quality
1adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more goodlysuperlative (عالی): most goodly

صفت — جذاب

جذابقابل توجهزیاد

از نظر ظاهری دلپذیر یا جذاب؛ قابل توجه یا زیاد از نظر مقدار یا اندازه.

Pleasing or attractive in appearance; substantial or considerable in amount or size.

«او مبلغ قابل توجهی از اجدادش به ارث برد.»

He inherited a goodly sum from his ancestors.

«آنها خانه‌ای جذاب کنار رودخانه ساختند.»

They built a goodly house by the river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
considerableقابل ملاحظه

رایج. بر مقدار یا کمیتی تمرکز دارد که آنقدر بزرگ است که مهم باشد. 'Goodly' کمی حس کهنه یا ادبی دارد. 'مقدار قابل توجهی پول' و 'مقدار قابل ملاحظه‌ای پول' قابل تعویض هستند، اما 'considerable' خنثی‌تر و رایج‌تر است.

Common. Focuses on a quantity or amount being large enough to be important. 'Goodly' has a slightly archaic or literary feel. 'A goodly sum of money' and 'A considerable sum of money' are interchangeable, but 'considerable' is more neutral and common.

handsomeزیبا

رایج. هنگامی که در مورد اشیاء به کار می‌رود، اغلب به معنای چشمگیر یا قابل توجه بودن، به ویژه از نظر اندازه یا مقدار، با حسی از سخاوت است. 'پاداش قابل توجه' و 'پاداش سخاوتمندانه' از نظر معنا و لحن بسیار به هم نزدیک هستند.

Common. When applied to things, often implies being impressive or substantial, especially in size or amount, carrying a sense of generosity. 'A goodly reward' and 'A handsome reward' are very close in meaning and tone.

متضادها
2adverb (قید)archaictype (نوع): degreeadjective (صفت): goodlyposition (جایگاه): middle

قید — به اندازه کافی

به اندازه کافیبه میزان زیاد

به مقدار زیاد؛ به طور قابل توجه یا کافی.

To a good extent; considerably or amply.

«وظیفه به خوبی انجام شد.»

The task was goodly accomplished.

«او به طور قابل توجهی تحت تاثیر استعدادهای او قرار گرفت.»

He was goodly impressed by her talents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
amplyبه وفور

رسمی. به معنای به شیوه‌ای کافی؛ به اندازه کافی یا بیشتر از کافی. اغلب می‌تواند جایگزین 'goodly' به عنوان قید شود. 'آنها به اندازه کافی پاداش گرفتند' و 'آنها به وفور پاداش گرفتند' معنای مشابهی را منتقل می‌کنند.

Formal. Means in an ample manner; sufficiently or more than sufficiently. Can often replace 'goodly' as an adverb. 'They were goodly rewarded' and 'They were amply rewarded' convey a similar meaning.

considerablyبه طور قابل توجهی

رایج. به میزان زیاد یا قابل توجه. این رایج‌ترین معادل مدرن برای 'goodly' در مفهوم قیدی آن است. 'جمعیت به اندازه کافی تشویق کرد' کهنه است، در حالی که 'جمعیت به طور قابل توجهی تشویق کرد' به معنای تشویق زیاد است.

Common. To a great or significant extent. This is the most direct modern equivalent for 'goodly' in its adverbial sense of quantity. 'The crowd goodly applauded' is archaic, while 'The crowd considerably applauded' would mean a lot of applause.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000