در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اصطلاح غیررسمی برای مادربزرگ.
Informal term for grandmother.
«مادربزرگ همیشه پایهای خوشمزه میپزد.»
“Grannie always bakes delicious pies.”
«ما در تعطیلات به دیدار مادربزرگ رفتیم.»
“We visited Grannie during the holidays.”