graphics

graph·ics/ˈɡræfɪks/
graphwrite, draw-icrelated to
noun (اسم)common

اسم — گرافیک

گرافیکتصاویر بصری

تصاویر یا طرح‌های بصری، به ویژه در زمینه کامپیوتر و هنر.

Visual images or designs, especially those used in computers and art.

«این بازی گرافیک چشمگیری دارد.»

The game has impressive graphics.

«او گرافیک‌هایی برای وب‌سایت طراحی کرد.»

She designed graphics for the website.

تفاوت با واژه‌های مشابه
imagesتصاویر

اصطلاح کلی برای نمایش‌های بصری؛ در بسیاری از زمینه‌ها قابل تعویض است.

General term for visual representations; used interchangeably in many contexts.

visualsمظاهر بصری

غیررسمی‌تر؛ معمولاً در رسانه و ارائه‌ها استفاده می‌شود.

More informal; often used in media and presentations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000