graying

gray·ing/ˈɡreɪɪŋ/
graycolor between black and white-ingpresent participle
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): grayersuperlative (عالی): grayest

صفت — خاکستری شدن

خاکستری شدنسفید شدن مو

خاکستری شدن، معمولاً اشاره به رنگ گرفتن مو دارد.

Becoming gray, typically referring to hair losing its color.

«او ریش خاکستری دارد.»

He has a graying beard.

«موهای او با سن خاکستری می‌شوند.»

Her hair is graying with age.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000