graybeard

gray·beard/ˈɡreɪˌbɪərd/
grayhaving gray hairbeardfacial hair
noun (اسم)informalplural (جمع): graybeards

اسم — مرد پیر

مرد پیرریش‌سفید

مرد سالخورده، به‌ویژه کسی که ریش خاکستری یا سفید دارد؛ معمولاً محترمانه یا طنزآمیز استفاده می‌شود.

An old man, especially one with gray or white beard; often used respectfully or humorously.

«ریش‌سفید داستان‌های گذشته را تعریف کرد.»

The graybeard shared stories of old times.

«به مرد پیر به خاطر خردش احترام بگذار.»

Respect the graybeard for his wisdom.

تفاوت با واژه‌های مشابه
elderسالخورده

رسمی. فرد سالخورده محترم؛ الزاماً ریش خاکستری ندارد.

Formal. Respected older person; not necessarily gray-bearded.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000