gripe

/ɡraɪp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): gripedpast participle (مفعولی): griped-ing (حال): griping3rd (سوم): gripes

فعل — شکایت کردن

شکایت کردنناراضی بودن

به طور مکرر یا ناراضیانه شکایت کردن درباره چیزی.

To complain about something persistently or naggingly.

«او همیشه درباره سر و صدا شکایت می‌کند.»

She always gripes about the noise.

«اینقدر شکایت نکن؛ سعی کن مثبت باشی.»

Don’t gripe so much; try to be positive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complainشکایت کردن

رایج. بسیار نزدیک در معنی و در بیشتر موارد قابل تعویض است.

Common. Very close in meaning, interchangeable in most contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): gripes

اسم — شکایت

شکایتغرغر

شکایت یا غر زدن، به ویژه نوعی جزئی یا مداوم.

A complaint or grumble, especially a minor or persistent one.

«او درباره خدمات شکایت داشت.»

He had a gripe about the service.

«همیشه شکایت‌هایی درباره هوا وجود دارد.»

There are always some gripes about the weather.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complaintشکایت

کاملاً رایج برای هر نوع شکایت و قابل جایگزینی است.

Very common synonym for a complaint of any kind, interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000