grossed

/ɡroʊst/
grosstotal amount-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): grossedpast participle (مفعولی): grossed-ing (حال): grossing3rd (سوم): grosses

فعل — کل درآمد داشتن

کل درآمد داشتندرآمد ناخالص داشتن

پولی که قبل از کم کردن هزینه‌ها به دست آمده است (گذشته)

Earned a total amount of money before expenses in the past

«فیلم میلیون‌ها دلار در گیشه درآمد داشت.»

The movie grossed millions at the box office.

«شرکت درآمد ناخالص بیشتری نسبت به سال گذشته داشت.»

The company grossed higher profits than last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earnedکسب کردن

رایج. به معنی دریافت پول برای کار است؛ معمولاً به میزان خالص.

Common. Means to receive money for work or service; usually net rather than gross.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000