verb (فعل)commonpast (گذشته): grossedpast participle (مفعولی): grossed-ing (حال): grossing3rd (سوم): grosses
فعل — کل درآمد داشتن
کل درآمد داشتندرآمد ناخالص داشتن
پولی که قبل از کم کردن هزینهها به دست آمده است (گذشته)
Earned a total amount of money before expenses in the past
«فیلم میلیونها دلار در گیشه درآمد داشت.»
“The movie grossed millions at the box office.”
«شرکت درآمد ناخالص بیشتری نسبت به سال گذشته داشت.»
“The company grossed higher profits than last year.”
تفاوت با واژههای مشابه
earned— کسب کردن
رایج. به معنی دریافت پول برای کار است؛ معمولاً به میزان خالص.
Common. Means to receive money for work or service; usually net rather than gross.