groping

grop·ing/ˈɡroʊ.pɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): gropedpast participle (مفعولی): groped-ing (حال): groping3rd (سوم): gropes

فعل — لمس کردن

لمس کردنجستجو کردن با دست

با دست به طور نابینا یا بدون اطمینان جستجو کردن یا لمس کردن.

Feeling about or searching blindly with the hands; to search uncertainly or blindly.

«او در تاریکی دنبال کلید چراغ می‌گشت.»

He was groping for the light switch in the dark.

«او با دست راهش را از میان جمعیت پیدا می‌کرد.»

She groped her way through the crowded room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fumbleلمس کردن نامطمئن

روزمره. معنای مشابه ولی اغلب با حس دستپاچگی یا عدم اطمینان بیشتر.

Everyday. Similar meaning but often with a clumsier or less confident sense.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000