در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با دست به طور نابینا یا بدون اطمینان جستجو کردن یا لمس کردن.
Feeling about or searching blindly with the hands; to search uncertainly or blindly.
«او در تاریکی دنبال کلید چراغ میگشت.»
“He was groping for the light switch in the dark.”
«او با دست راهش را از میان جمعیت پیدا میکرد.»
روزمره. معنای مشابه ولی اغلب با حس دستپاچگی یا عدم اطمینان بیشتر.
Everyday. Similar meaning but often with a clumsier or less confident sense.