grotty

grot·ty/ˈɡrɒti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): grottiersuperlative (عالی): grottiest

صفت — کثیف و نامرتب

کثیف و نامرتبعفنمزخرف

(بریتانیایی، غیررسمی) ناخوشایند و با کیفیت پایین؛ کثیف یا فقیرانه.

(British, informal) Unpleasant and of poor quality; dirty or squalid.

«اتاق هتل واقعاً کثیف و نامرتب بود.»

The hotel room was really grotty.

«من از آن دکه کثیف و مزخرف چیزی نمی‌خورم.»

I wouldn't eat anything from that grotty stall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
squalidفقیرانه

رسمی/ادبی. «Squalid» به شدت کثیف و ناخوشایند بودن اشاره دارد، معمولاً در نتیجه فقر یا بی‌توجهی. «Grotty» یک اصطلاح غیررسمی‌تر و گسترده‌تر است که می‌تواند به کیفیت پایین یا ناخوشایندی عمومی نیز اشاره کند.

Formal/Literary. 'Squalid' refers to being extremely dirty and unpleasant, usually as a result of poverty or neglect. 'Grotty' is a more informal, broader term that can also imply poor quality or general unpleasantness.

filthyکثیف

متداول. «Filthy» به شدت بر کثیفی و ناپاکی تأکید دارد. «Grotty» این معنا را شامل می‌شود اما می‌تواند وضعیت ناخوشایند کلی یا وضعیت نامناسب را نیز توصیف کند، حتی اگر بسیار کثیف نباشد.

Common. 'Filthy' strongly emphasizes dirt and uncleanliness. 'Grotty' includes this but can also describe general unpleasantness or poor condition, even if not extremely dirty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000