در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل کردن به عنوان کارآگاه و تحقیق بهطور محرمانه.
Acting as a detective, investigating discreetly.
«او روز را مشغول تحقیق کارآگاهی برای یافتن سرنخها بود.»
“He spent the day gumshoeing for clues.”
«تحقیق کارآگاهی نیازمند صبر و پنهانکاری است.»
“Gumshoeing requires patience and stealth.”
رایج. اصطلاح کلی برای بررسی یا تحقیق.
Common. General term for examining or investigating.