hacky

hack·y/ˈhæki/
hackto cut or chop-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): hackiersuperlative (عالی): hackiest

صفت — پیش‌پاافتاده

پیش‌پاافتادهسطحی

دارای ویژگی‌های کم‌ارزش، کلیشه‌ای یا غیرخلاقانه، معمولاً در هنر یا نوشته.

Characteristic of being unoriginal, clichéd, or low quality, often in writing or art.

«فیلم کلیشه‌ای و بدون خلاقیت بود.»

The movie felt hacky and uninspired.

«طنزهای کلیشه‌ای او باعث خنده کسی نشد.»

His hacky jokes didn’t make anyone laugh.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cornyدست‌وپاگیر، کلیشه‌ای

غیررسمی. معنی مشابه، معمولاً برای آثار قدیمی یا کلیشه‌ای به کار می‌رود.

Informal. Similar meaning, often criticizing outdated or trite work.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000