haired

/ˈhɛərd/
hairstrand(s) of hair-edhaving or characterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more hairedsuperlative (عالی): most haired

صفت — مو دار

مو دارپشمالو

دارای نوع یا مقدار مشخصی از مو.

Having a specified type or amount of hair.

«یک گربه پشمالو روی مبل نشسته بود.»

A long-haired cat sat on the sofa.

«او دوستانی با موهای تیره دارد.»

She has dark-haired friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
furredمو دار

فنی یا توصیفی. بیشتر درباره حیوانات پُرمو استفاده می‌شود، کمتر برای انسان.

Technical or descriptive. Refers mostly to animals with fur, less common for humans.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000