hangnail

hang·nail/ˈhæŋneɪl/
hangto danglenailfingernail or toenail
noun (اسم)commonplural (جمع): hangnails

اسم — پوست‌کَنده ناخن

پوست‌کَنده ناخنناخن‌زرنده

قطعه کوچکی از پوست تُرک خورده نزدیک ناخن که ایجاد ناراحتی می‌کند

A small piece of torn skin next to a fingernail or toenail causing irritation

«روی شصتم یک پوست‌کنده ناخن دردناک دارم.»

I have a painful hangnail on my thumb.

«اگر درمان نشوند، پوست‌کنده‌ها ممکن است عفونت کنند.»

Hangnails can become infected if not treated.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000