hatcher

hatch·er/ˈhætʃər/
hatchto emerge from an egg / to cause an egg to open-erone who performs an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): hatchers

اسم — جوجه‌کش

جوجه‌کشپرورش‌دهندهطراح

فرد یا دستگاهی که تخم‌ها را بیرون می‌آورد یا به جوجه تبدیل می‌کند، یا به صورت استعاری، کسی که طرحی را پرورش می‌دهد.

A person or device that hatches eggs or develops a plan.

«دستگاه جوجه‌کش اتوماتیک شرایط ایده‌آل را برای تخم‌ها حفظ می‌کند.»

The automatic hatcher maintains ideal conditions for the eggs.

«او طراح باهوشی برای ایده‌های جدید است.»

She's a clever hatcher of new ideas.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): hatchers

اسم — اتاق جوجه‌کشی

اتاق جوجه‌کشی

اتاق یا ناحیه‌ای مخصوص که در آن تخم‌ها جوجه‌کشی و هچ می‌شوند.

A specialized room or area where eggs are incubated and hatched.

«مزرعه یک اتاق جوجه‌کشی بزرگ برای طیور خود دارد.»

The farm has a large hatcher for its poultry.

«جوجه‌ها را از اتاق جوجه‌کشی به مادر مصنوعی منتقل کردیم.»

We moved the chicks from the hatcher to the brooder.

تفاوت با واژه‌های مشابه
incubatorانکوباتور

فنی. دستگاه یا مکانی برای جوجه‌کشی تخم‌ها یا حفظ شرایط بهینه برای رشد، اغلب برای مقاصد علمی یا تجاری. کلی‌تر از hatcher است که روی مرحله نهایی هچ تمرکز دارد.

Technical. A device or place for incubating eggs or maintaining optimal conditions for growth, often for scientific or commercial purposes. More general than hatcher, which focuses on the final hatching stage. 'The lab uses an incubator for bacterial cultures' works, 'The chickens are in the incubator' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000