در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از تخم بیرون آمدن با شکستن پوسته آن.
To emerge from an egg by breaking its shell.
«جوجهها پس از سه هفته از تخم بیرون آمدند.»
“The chicks hatched after three weeks.”
«تخم پرندگان معمولاً در بهار باز میشود.»
روزمره. به معنی بیرون آمدن یا ظاهر شدن است، اینجا درباره حیوانات است ولی معنی کلیتری دارد.
Common. Means to come out or appear, here about animals from eggs but more general meaning.
در کوچک یا سوراخی، بهویژه در کشتی یا هواپیما.
A small door or opening, especially on a ship or aircraft.
«او از طریق در کوچک وارد کابین خلبان شد.»
“He climbed through the hatch into the cockpit.”
«درب زیردریایی محکم بسته شده بود.»
“The submarine’s hatch was tightly sealed.”
اصطلاح کلی برای در ورودی یا خروجی است؛ hatch برای بازشوهای کوچک یا خاص بکار میرود.
General term for an entry or exit; hatch is specific to small or specialized openings.