hating

ha·ting/ˈheɪtɪŋ/
hateto feel intense dislike-ingpresent participle or gerund form
verb (فعل)commonpast (گذشته): hatedpast participle (مفعولی): hated-ing (حال): hating3rd (سوم): hates

فعل — نفرت داشتن

نفرت داشتنمتنفر بودن

داشتن حس نفرت یا کینه نسبت به کسی یا چیزی

Feeling intense dislike or hostility toward someone or something

«او از هوای سرد متنفر است.»

She is hating the cold weather.

«آنها بعد از دعوا همچنان از هم متنفرند.»

They keep hating each other after the argument.

تفاوت با واژه‌های مشابه
detestingمتنفر بودن

رسمی و اغلب قوی‌تر از hate است و در زمینه‌های جدی‌تر به کار می‌رود، مثلا «از بی‌عدالتی متنفر بودن».

Formal. Usually stronger than 'hating' and used in more serious contexts, e.g. 'detests injustice'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000