hearing

hear·ing/ˈhɪərɪŋ/
hearto perceive sound-ingpresent participle / gerund suffix
1noun (اسم)common

اسم — شنوایی

شنواییحس شنیدن

توانایی درک صداها.

The faculty of perceiving sounds.

«شنوایی او مثل قبل خوب نیست.»

His hearing is not as good as it used to be.

«او شنوایی خود را پس از یک بیماری شدید از دست داد.»

She lost her hearing after a severe illness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
auditionشنوایی‌سنجی

فنی/پزشکی. به طور خاص به آزمایشی برای بررسی توانایی شنیدن فرد یا خود حس شنوایی در زمینه پزشکی اشاره دارد. «او یک شنوایی‌سنجی برای بررسی شنوایی خود داشت» نادرست است؛ «او یک آزمایش شنوایی برای بررسی شنوایی خود داشت» درست است. «Audition» همچنین می‌تواند به یک آزمون برای یک اجرا اشاره کند.

Technical/Medical. Refers specifically to a test of a person's ability to hear, or the sense itself in a medical context. 'She had an audition to check her hearing' is incorrect; 'She had an audition to test her hearing' is correct. 'Audition' can also refer to a tryout for a performance.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): heardpast participle (مفعولی): heard-ing (حال): hearing3rd (سوم): hears

فعل — شنیدن

شنیدندر حال شنیدن

شکل حال استمراری فعل «hear» به معنای درک کردن صدایی که توسط (کسی یا چیزی) تولید می‌شود با گوش.

The present participle of 'hear', meaning to perceive with the ear the sound made by (someone or something).

«داری می‌شنوی چی می‌گم؟»

Are you hearing what I'm saying?

«او داشت صداهای عجیبی را در شب می‌شنید.»

She was hearing strange noises in the night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
listeningگوش دادن

روزمره. «گوش دادن» به معنای یک عمل عمدی برای توجه به صداها است، در حالی که «شنیدن» می‌تواند تصادفی باشد. «من در حال گوش دادن به موسیقی هستم» به قصد اشاره دارد، «من در حال شنیدن صدایی هستم» به درک بدون تلاش لزوماً اشاره دارد.

Everyday. 'Listening' implies a deliberate act of paying attention to sounds, while 'hearing' can be accidental. 'I am listening to music' implies intent, 'I am hearing a noise' implies perception without necessarily trying.

overhearingاستراق سمع کردن

روزمره. به طور خاص به معنای شنیدن (چیزی یا کسی) بدون قصد است. «من داشتم مکالمه آنها را استراق سمع می‌کردم» درست است و به معنای تصادفی بودن است، در حالی که «من داشتم مکالمه آنها را می‌شنیدم» می‌تواند به معنای تصادفی یا عمدی باشد.

Everyday. Specifically means to hear (something or someone) without meaning to. 'I was overhearing their conversation' works, implying it was accidental, whereas 'I was hearing their conversation' could imply either accidental or intentional.

3noun (اسم)formalplural (جمع): hearings

اسم — جلسه دادرسی

جلسه دادرسیاستماع

فرصتی برای بیان مورد خود؛ یک جلسه رسمی یا محاکمه.

An opportunity to state one's case; a formal meeting or trial.

«قاضی جلسه دادرسی را برای ماه آینده برنامه‌ریزی کرد.»

The judge scheduled a hearing for next month.

«او درخواست یک استماع منصفانه برای شکایتش کرد.»

He requested a fair hearing of his complaint.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trialمحاکمه

رسمی. یک فرآیند حقوقی گسترده‌تر و رسمی‌تر در دادگاه برای تعیین گناه یا بی‌گناهی. «جلسه دادرسی» می‌تواند بخشی از یک محاکمه یا یک روند کمتر رسمی باشد. «محاکمه هفته‌ها طول می‌کشد» درست است، «جلسه استماع یک ساعت طول کشید».

Formal. A more extensive and formal legal process in court to determine guilt or innocence. A 'hearing' can be a part of a trial or a less formal proceeding. 'The trial will last for weeks' works, 'The hearing lasted an hour'.

sessionجلسه

روزمره. دوره‌ای از زمان اختصاص یافته به یک فعالیت خاص، اغلب یک جلسه. «جلسه دادگاه به تعویق افتاد» درست است، شبیه به «جلسه استماع دادگاه به تعویق افتاد». «جلسه» کلی‌تر از «hearing» است.

Everyday. A period of time devoted to a particular activity, often a meeting. 'The court session was adjourned' works, similar to 'The court hearing was adjourned'. 'Session' is more general than 'hearing'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000