در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی بدون دلسوزی یا مهربانی.
In a manner lacking compassion or kindness.
«او بیرحمانه تقاضاهایشان را نادیده گرفت.»
“He heartlessly ignored their pleas.”
«بعد از جر و بحث، به طور بیرحمانهای با او رفتار کرد.»
“She treated him heartlessly after the argument.”
رایج. تأکید بر فقدان احساس دارد و در بسیاری موارد جایگزین heartlessly میشود.
Common. Emphasizes lack of warmth or feeling. Can replace heartlessly in many contexts.