helmeted

hel·met·ed/ˈhɛlmɪtɪd/
helmetprotective headgear-edhaving or wearing
adjective (صفت)common

صفت — مسلح به کلاه ایمنی

مسلح به کلاه ایمنیکلاه‌دار

کسی یا چیزی که کلاه ایمنی بر سر دارد یا مجهز به آن است.

Wearing or equipped with a helmet.

«سربازان کلاه‌دار به نبرد رفتند.»

The helmeted soldiers marched into battle.

«دوچرخه‌سواران کلاه‌دار باید همیشه لباس بازتابنده بپوشند.»

Helmeted cyclists should always wear reflective gear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
armoredزره‌پوش

رسمی. به معنی محافظت است اما معمولاً به بدن یا ماشین‌ها گفته می‌شود، نه فقط کلاه ایمنی.

Formal. Implies protection but usually refers to body or vehicles, not just helmets.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000