hellish

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hel·lish/ˈhɛlɪʃ/
hella place of torment or suffering-ishhaving the nature of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more hellishsuperlative (عالی): most hellish

صفت — جهنمی

جهنمیوحشتناک

بسیار ناخوشایند یا ظالمانه، مانند جهنم

Extremely unpleasant or cruel, like hell

«طوفان سفر را بسیار وحشتناک کرد.»

“The storm made the journey hellish.”

«او شرایط زندان را جهنمی توصیف کرد.»

“He described the conditions in prison as hellish.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
terrible— ترسناک

رایج. اصطلاح کلی برای تجارب بسیار بد.

Common. General term for very bad experiences.

dreadful— وحشتناک

رایج. بر ترس و ناخوشایندی شدید تأکید دارد.

Common. Emphasizes fear and extreme unpleasantness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000