hijack

hi·jack/ˈhaɪ.dʒæk/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): hijackedpast participle (مفعولی): hijacked-ing (حال): hijacking3rd (سوم): hijacks

فعل — دزدیدن

دزدیدنبه تصرف درآوردن

غصب غیرقانونی کنترل وسایل نقلیه یا هواپیما در هنگام حرکت.

To unlawfully seize control of a vehicle, aircraft, or other transport while in transit.

«تروریست‌ها هواپیما را ربودند.»

The terrorists hijacked the airplane.

«آن‌ها تلاش کردند اتوبوس را بدزدند ولی ناکام ماندند.»

They tried to hijack the bus but failed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
commandeerدست بردن

رسمی. کنترل گرفتن اغلب با زور؛ در موقعیت‌های جدی یا حقوقی جایگزین hijack می‌شود.

Formal. Taking control, often by force; can replace hijack in legal or serious contexts.

2noun (اسم)commonplural (جمع): hijacks

اسم — ربایش

ربایشدزدی

عمل غصب غیرقانونی وسیله نقلیه یا هواپیما.

An act of unlawfully seizing a vehicle or aircraft.

«ربایش چندین ساعت طول کشید.»

The hijack lasted for several hours.

«ربایش هواپیما جرم جدی است.»

Hijack of planes is a serious crime.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000