hinterland
اسم — مناطق دورافتاده
مناطق دورافتاده و اغلب کاوش نشدهای که فراتر از یک منطقه ساحلی یا کنارههای رودخانه قرار دارند.
The often uncharted areas beyond a coastal district or a river's banks.
«این هیئت اکتشافی، مناطق وسیع دورافتاده آفریقا را کاوش کرد.»
“The expedition explored the vast hinterland of Africa.”
«شهر برای تامین غذای خود به مناطق کشاورزی دورافتادهاش وابسته بود.»
“The city relied on its agricultural hinterland for food supply.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به مناطق روستایی دورافتاده و کمجمعیت، اغلب وحشی یا توسعهنیافته اشاره دارد. در بافتهایی که مناطق وحشی و بدون سکنه را توصیف میکنند، قابل تعویض است. 'آنها مناطق پشت کوه را کاوش کردند.'
Everyday. Refers to remote, sparsely populated rural areas, often wild or undeveloped. Interchangeable in contexts describing wild, unpopulated regions. 'They explored the backcountry.'
رایج. به طور خاص به مناطق داخلی دورافتاده و کمجمعیت استرالیا اشاره دارد، اما میتواند به طور کلی برای مناطق دورافتاده استفاده شود. برای بافتهای استرالیایی استفاده کنید، در غیر این صورت کمتر قابل تعویض است. 'او در اوتبک استرالیا زندگی میکرد.'
Common. Specifically refers to the remote, sparsely populated inland regions of Australia, but can be used generally for remote areas. Use for Australian contexts, otherwise less interchangeable. 'He lived in the Australian outback.'
اسم — ناحیه ناشناخته
ناحیهای که فراتر از دید یا دانش است؛ منطقهای مبهم یا ناشناخته.
An area lying beyond what is visible or known; an obscure or unknown region.
«او به اعماق خاطرات خود فرو رفت.»
“He delved into the hinterland of his own memories.”
«هنرمند در مناطق ناشناخته رویاها به دنبال الهام بود.»
“The artist sought inspiration in the hinterland of dreams.”