hit the buffers

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hit the buf·fers/hɪt ðə ˈbʌfərz/
phrase (عبارت)common

عبارت — به بن‌بست خوردن

به بن‌بست خوردنبه مانع برخورد کردنبا مشکل جدی مواجه شدن

به مانع جدی برخورد کردن یا به نقطه‌ای رسیدن که پیشرفت بعد از آن دشوار یا غیرممکن است.

To encounter a serious obstacle or reach a point beyond which progress is difficult or impossible.

«اصلاحات اقتصادی به دلیل مخالفت سیاسی به بن‌بست خورد.»

The economic reforms hit the buffers due to political opposition.

«برنامه‌های آن‌ها برای گسترش کسب‌وکار با قطع بودجه با مشکل جدی مواجه شد.»

Their plans to expand the business hit the buffers when funding was cut.

تفاوت با واژه‌های مشابه
falterلنگیدن

رایج. نشان‌دهنده از دست دادن شتاب یا ناپایداری است. 'پروژه لنگید' مشابه 'پروژه به بن‌بست خورد' است.

Common. Suggests a loss of momentum or becoming unsteady. 'The project faltered' is similar to 'The project hit the buffers'.

stallمتوقف شدن

رایج. به معنای توقف در پیشرفت است. 'مذاکرات متوقف شد' مشابه 'مذاکرات به بن‌بست خورد' است.

Common. Implies a halt in progress. 'Negotiations stalled' is similar to 'Negotiations hit the buffers'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000