hobnob

hob·nob/ˈhɒbˌnɒb/
verb (فعل)informalpast (گذشته): hobnobbedpast participle (مفعولی): hobnobbed-ing (حال): hobnobbing3rd (سوم): hobnobs

فعل — دوستی کردن

دوستی کردنباحال کردن

به طور دوستانه و نزدیک با افراد صاحب مقام یا سطح بالاتر معاشرت کردن.

To socialize closely, especially with people of higher social status.

«آنها در مهمانی با افراد مشهور معاشرت کردند.»

They hobnobbed with celebrities at the party.

«او دوست دارد با سیاستمداران معاشرت کند.»

He likes to hobnob with politicians.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mingleبه هم آمیختن

غیررسمی. به معنای آمیختن یا معاشرت غیررسمی، شبیه hobnob اما کمتر درباره رتبه اجتماعی.

Informal. To mix or socialize casually, similar to hobnob but less about status.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000